آخرین اخبار

تعیین مسیر نهر علقمه در زمان واقعه عاشورا پروژه مشتر…

تعیین مسیر نهر علقمه در زمان واقعه عاشورا پروژه مشترک آستان قدس حسینی با دانشگاه دورهام انگلیس

موزه امام حسین علیه السلام وابسته به آستان قدس حسینی از آغاز پروژه پیگیری و تعیین مسیر نهر علقمه در کربلا با همکاری یکی از دانشگاههای انگلستان خبر داد. علاء ضيا...

خرید و ارسال «بسته اربعینی نهاد» به کتابخانه‌های عمو…

خرید و ارسال «بسته اربعینی نهاد» به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور

سیدباقر میرعبداللهی، مدیرکل تأمین منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، همزمان با ایام عزاداری اربعین حسینی از خرید و ارسال چهار عنوان کتاب با موضوع اربعین سید و ...

پیشتازی آثار تحلیلی عاشورایی از کتاب‌های ادعیه در تع…

پیشتازی آثار تحلیلی عاشورایی از کتاب‌های ادعیه در تعدد چاپ

شاید بسیاری گمان کنند که در آثار حوزه دین و ازجمله کتاب‌های عاشورایی، کتاب‌هایی ادعیه و زیارت‌نامه‌ها دارای بیشترین تعداد چاپ و شمارگان باشند، اما آمار موسسه خا...

روایت تصویری سعید کیایی از مجالس روضه زنانه زیر ذره‌…

روایت تصویری سعید کیایی از مجالس روضه زنانه زیر ذره‌بین نقد

کتاب «دهم ماه (مجالس روضه زنانه)» که روایت تصویری سعید کیایی از برخی مجالس روضه زنانه در تهران است، 26 شهریور در سرای اهل قلم، معرفی و بررسی می‌شود. به گزارش خ...

برگزاری نمایشگاه «محرّم به روایت نسخ‌خطی و شبیه‌نامه…

برگزاری نمایشگاه «محرّم به روایت نسخ‌خطی و شبیه‌نامه‌ها» در کتابخانه مجلس

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل کتابخانه مجلس، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم‌الحرام و ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان، حسین بن علی ـ علیه‌السلام ـ و یاران...

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تازه‌های کتابخانه

کوثر اربعین

کوثر اربعین

کتاب «کوثر اربعین» در اندیشه و آثار آیت‌الله جوادی آملی به همت پژوهشگاه معارج وابسته به بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء به زیور طبع آراسته شد. کتاب «کوثر ار...

ستون ۱۴۵۳

ستون ۱۴۵۳

«ستون ۱۴۵۳» رمانی به قلم مسلم ناصری با موضوع پیاده‌روی اربعین، به‌زودی از سوی انتشارات کتاب جمکران راهی بازار نشر خواهد شد. این کتاب در حال و هوای پیاده‌روی ار...

اربعین قبله‌گاه اهل یقین

اربعین قبله‌گاه اهل یقین

کتاب «اربعین قبله‌گاه اهل یقین»، ضمن اشاره به گوشه‌هایی از فضائل، آداب و آثار زیارت امام حسین (ع)، حقایق اربعین را از دیدگاه لُغَوی، قرآنی، روایی، عرفانی، تاریخ...

تفسیر تاریخ عاشورا

تفسیر تاریخ عاشورا

کتاب «تفسیر تاریخ عاشورا» به قلم محمدجواد صاحبی، عضو شورای علمی پژوهشکده تاریخ و سیره و به همت بوستان کتاب منتشر شد. به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «تفسیر تاریخ ع...

بازخوانی کهن ترین روایت از واقعه کربلا

بازخوانی کهن ترین روایت از واقعه کربلا

دستیابی به روایتی معتبر و دقیق از واقعه کربلا همواره دغدغه علاقه مندان و پژوهشگران تاریخ عاشورا بوده است. کتاب ابوخنف (متوفای ۵۷ا ه) با نام مقتل الحسين نزدیک تر...

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تازه‌های دیداری و شنیداری

عظمت روز سوّم شعبان

عظمت روز سوّم شعبان

در این روز کسی متولد شد که سرنوشت اسلام، به او، به حرکت او، به قیام او، به فداکاری او، به اخلاص او بسته بود.  دانلود

صوت گزارش کامل «ضرورت و نتایج دانشنامه تخصصی امام حس…

صوت گزارش کامل «ضرورت و نتایج دانشنامه تخصصی امام حسین (ع)» + صوت نشست و گزارش تصویری گزارش کامل نشست تخصصی «ضرورت و نتایج دانشنامه تخصصی امام حسین (ع)»

نشست تخصصی «ضرورت و نتایج دانشنامه تخصصی امام حسین (ع)» با حضور حسن طارمی‌راد، مدیر علمی دانشنامه جهان اسلام و محمدرضا فخر روحانی، دکترای زبان‌شناسی و است...

دانلود بسته مولودی ویژه ولادت حضرت رقیه (س)

دانلود بسته مولودی ویژه ولادت حضرت رقیه (س)

بسته مولودی ولادت حضرت رقیه(س) در این گزارش قابل دریافت است. به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ فایل‌های  صوتی ویژه خجسته میلاد...

چه کسی حضرت زینب(س) را شناخته است؟

چه کسی حضرت زینب(س) را شناخته است؟

شفقنا – حضرت آیت الله وحید خراسانی: چه کسی حضرت زینب(س) را شناخته است؟   دریافت فایل  

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

معرفی کتاب

کوثر اربعین

کوثر اربعین

  به گزارش روابط عمومی بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء، سیدمهدی طباطبایی، معاون بین‌الملل و امور فرهنگی دفتر مرجعیت آیت‌الله العظمی جوادی آملی درباره کتاب...

عاشورا، چگونه و چرا؟!

عاشورا، چگونه و چرا؟!

کتاب «عاشورا، چگونه و چرا؟!» نوشته محمدعلی جاودان، در آستانه اربعین حسینی برای ششمین بار راهی بازار نشر شد. این اثر سعی دارد با ذکر وقایعی که قبل از عاشورا رخ د...

حسینی که کمتر می‌شناسیم

حسینی که کمتر می‌شناسیم

کتاب «عاشورا و امروز ما» از دریچه نگاه برخی سخنوران، ارزش‌های نهضت عاشورا و اهداف قیام حسینی را برای بهره‌گیری از این معارف در زندگی امروزی تبیین می‌کند. به ...

پژوهشی تاریخی داستانی از زندگی یاران امام حسین (ع)

پژوهشی تاریخی داستانی از زندگی یاران امام حسین (ع)

کتاب «مقتل ‌الکرام»، پژوهش‌نامه‌ای در بیان زندگی، تاریخ و به‌ویژه رزم‌نامه یاران امام حسین (ع) و نقش‌آفرینان واقعه کربلاست که به شیوه‌ای ادبی و داستانی در پی یا...

24 کتاب برای آشنایی با زندگی و سیره امام حسین (ع)

24 کتاب برای آشنایی با زندگی و سیره امام حسین (ع)

انتشارات آستان قدس رضوی، همزمان با دهه اول محرم و فرا رسیدن ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین (ع)، بسته مطالعاتی شامل پنج عنوان کتاب برای کودک...

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داخلي اخبار
تاريخ انتشار : چهارشنبه, 27 تیر 1397

آغاز تحول با غذای حضرت عباس (ع)

بازدید: 637

 

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، زمانی‌که به کربلا می‌رسی، هم‌چون تشنه‌ای خواهی بود که به آب می‌رسد. اگر رو به قبله بایستی، همان‌طور که محو تماشای ضریح ارباب هستی، آیه‌ای را می‌بینی که بالای شبکه‌های ضریح خودنمایی می‌کند. «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ. أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ. فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» «و چون بندگان من (از دوری و نزدیکی) من از تو پرسند، (بدانند که) من به آن‌ها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم. پس باید دعوت مرا (و پیغمبران مرا) بپذیرند و به من بگروند، باشد که (به سعادت) راه یابند.»

«ساناز شایان» دختری که در گذشته خود همیشه در پی آن بود که بهترین باشد و تصور می‌کرد که داشتن اعتقاد قلبی به امام حسین (ع) کفایت می‌کند و تناسب ظاهر و باطن بی‌معناست، تمام تلاش خود را می‌کند تا روزی استاد موسیقی شود؛ در این بین، در شرایط یک انتخاب سخت قرار می‌گیرد؛ انتخاب بین سفر تفریحی یا معنوی. ساناز سفری را انتخاب می‌کند که مسبب تولد دوباره وی می‌شود. ساناز اکنون (به گفته خودش) چهار ساله است. در ادامه گفت‌وگوی خبرنگار دفاع پرس، با «ساناز شایان» را می‌خوانید:

 در ابتدا کمی از گذشته خود بگویید؟

اعتقادی به حجاب نداشتم. به سبب رفتار‌های برخی خانم‌های چادری از آن‌ها دوری می‌کردم. احساس می‌کردم، فقط خودشان را قبول دارند و تصور می‌کنند، خدای ما با پروردگار آن‌ها متفاوت است. اقدامات گشت ارشاد تاثیر به سزایی در تفکرات من داشت. ظاهر ناپسند من در کشوری که نام آن اسلامی است و قوانین خود را دارد، سبب شد چندین مرتبه دستگیر شوم.

 با مفاهیم دینی آشنایی داشتید؟

از کودکی در یک خانواده سنتی رشد کردم. همیشه به امام حسین (ع) ارادت داشتم و شعر‌های مداحی یکی از اقوام را می‌نوشتم. تصور می‌کردم، علاقه قلبی کافی است؛ حتی اگر ظاهر مناسب نباشد. کاهل به نماز بودم. گاهی یک ماه نماز می‌خواندم و چند ماه نمی‌خواندم. گاهی مواقعی که گرفتار می‌شدم، نماز می‌خواندم. مثل شب‌های امتحان و... .

 انگیزه شما برای انجام کار‌های خود چه بود؟

ظاهرم هرروز متفاوت و تفریحاتم بیش‌تر می‌شد. تصور می‌کردم جوان باید جوانی و بسیاری از کار‌ها را تجربه کند. ساعات بسیاری را در برابر آینه می‌گذراندم. دلم می‌خواست همه تاییدم کنند.

 حجاب را مانع می‌دانستید؟

فکر می‌کردم افراد با حجاب، چون بلد نیستند جوانی کنند، این‌گونه در جامعه حاضر می‌شوند. برای آن‌ها اهمیتی ندارد که چه ظاهری داشته باشند. رنگ لباس‌های آن‌ها باهم تناسب نداشته باشد و... تصور مناسبی از این قشر نداشتم. اکنون هم متعقد هستم افراد چادری الگو هستند، بنا بر این باید ظاهر و باطن آن‌ها موجه باشد.

 هدف شما در زندگی چه بود؟

دوست داشتم همه جا دیده شوم و برای رسیدن به این هدف هرکاری می‌کردم. غرور کاذبی سراسر وجودم را گرفته بود. خود را بهترین می‌دانستم. دائم غیبت می‌کردم. به کار‌های دیگران می‌خندیدم و... نه تنها در ظاهر، بلکه در تمام موضوعات هم‌چون تحصیلات، هنر و... می‌خواستم اول باشم. بنا بر این موفقیت در موسیقی هم به دغدغه‌های من افزوده شد. تمام تلاش خود را می‌کردم که روزی استاد موسیقی شوم.

 برسیم به ماجرای تحول؟

سال 1393 با خانواده تصمیم گرفتیم به ترکیه برویم. هنگام تمدید گذرنامه، یکی از کارمندان اداره گذرنامه از مادرم پرسید، «کجا می‌روید؟» مادرم پاسخ داد: «کربلا». با تعجب گفتم، «چرا گفتید کربلا؟» گفت، «خجالت کشیدم بگویم ترکیه می‌رویم.» مهیای رفتن بودیم که برادرم گفت، «کاروانی را می‌شناسم که عازم کربلا هستند. دوست داری بروی؟» گفتم، «ما که آن زمان ترکیه هستیم!» یک هفته ذهن من درگیر بود. یکی از دوستانم می‌گفت، «کربلا جای خوبی است، مثل بهشت است». با شنیدن توصیف‌های وی کنجکاو شدم که به کربلا بروم. احساس می‌کردم امام حسین (ع) دعوتم کرده است. تصمیم سختی بود. با این‌که هیچ‌گاه در صفحه مجازی خود مطلب مذهبی نمی‌گذاشتم، اما در یک نظرسنجی از دوستان خود پرسیدم، «برای سفر، کربلا را انتخاب می‌نمایید یا آنتالیا را؟» مشخص بود که چه کسانی و با چه عقایدی تصاویر من را می‌بینند. هر چند که رای اکثریت آنتالیا بود؛ اما پس از یک هفته به خانواده گفتم، «تصمیم گرفتم به کربلا بروم.» مادرم بسیار استقبال کرد، اما خواهرم مخالف بود. در نهایت راهی کربلا شدیم. اگر اکنون نیز در موقعیت مشابهی فرار بگیرم، بدون تردید انتخاب من کربلا خواهد بود.

 از حال و هوای اولین زیارت خود بگویید؟

اولین مرتبه تنها برای زیارت امام حسین (ع) از هتل راهی شدم. حتی نمی‌دانستم بین‌الحرمین کجاست؛ درحالی‌که در بین‌الحرمین ایستاده بودم، از فردی پرسیدم، «بین‌الحرمین کجاست؟» به سمت ضریح امام حسین (ع) رفتم. با اولین نگاه به ضریح حالم دگرگون شد. گویا امام حسین (ع) بالای ضریح ایستاده و به زائران خود خوش‌آمد، می‌گوید. ابهت فضا مانع از ادامه حرکتم شد. همان‌جا نشستم و گریه کردم. حال خوبی داشتم که هیچ‌کجا آن‌را تجربه نکردم.

 خیلی‌ها از اولین نگاه به ضریح حضرت امام حسین (ع) خاطرات شیرینی دارند. شما چطور؟

زمانی‌که برای اولین مرتبه نگاهم به پرچم امام حسین (ع) افتاد، ناخودآگاه خواسته بزرگی را مطرح کردم. دوستم از حجاب و امنیت آن گفته بود. کسی از امام حسین (ع) طلب حجاب می‌کرد که به سبب ظاهرش چندین مرتبه از خادمان حرم حضرت اباعبدالله (ع) تذکر شنیده بود.

 در این سفر چه اتفافات خوب دیگری برای شما افتاد؟

مادربزرگم را برای زیارت با ویلچر می‌بردیم. نمی‌توانستم هم چادرم را نگه دارم و هم ویلچر را برانم. دائم چادر زیر چرخ‌های ویلچر می‌ماند. گرمای هوا سختی سفر را بیش‌تر کرده بود. هر چند که کلافه بودم، اما تا وارد حرم می‌شدم همه سختی‌ها را فراموش می‌کردم. هم‌سفر‌ها از ظاهرم متوجه شدند که چادری نیستم. از اشتیاقی که برای زیارت داشتم، تعجب می‌کردند.

 اولین تلنگری که در تغییر ظاهرتان اثر داشت، چه بود؟

به همراه مادرم در بین‌الحرمین نشسته بودیم. جوانی به سمت ما آمد، پرسید، «شب جمعه کربلا هستید؟» پاسخ مثبت ما سبب شد، ادامه دهد، «این غذای حضرتی حضرت عباس (ع) است. ما کربلا نیستیم، شما آن‌ را دریافت کنید.» فیش را داد و رفت. خیلی خوشحال شدم؛ غرور کاذبی من را گرفت که بین این همه جمعیت من را برگزیده‌اند. برگه را در کیف مادرم گذاشتم و برای زیارت راهی حرم امام حسین (ع) شدیم. پس از زیارت، مادرم گفت «ساناز! کیفم نیست.» یاد غذای حضرتی افتادم. تمام باورهایم فرو ریخت. با گلایه گفتم، «خیلی بی‌معرفت هستید، زائرتان را دعوت می‌کنید، وی را با غذای حضرتی خوشحال می‌کنید، اما آن را نمی‌دهید؟» تا هتل گریه کردم. حال بدی داشتم. دقایقی بعد، یکی از همسفر‌های ما همراه با کیف مادرم وارد اتاق شد. گفت «این کیف به درب حرم امام حسین (ع) آویزان بود.» نمی‌دانم چه طور تشخیص داد که شاید کیف مادر من باشد!

 از نوع رفتار خود در قبال یک فیش غذا ناراحت بودید؟

برای من فقط فیش غذای حضرتی اهمیت داشت. با دیدن آن در کیف گریه کردم. حضرت عباس (ع) هدیه‌ام را برگردانده بود. اولین تلنگر زندگی من این اتفاق بود. با خود می‌گفتم، «این اتفاق یعنی حضرت عباس (ع) ما را می‌بیند. روی همه ما تعصب دارد؛ به نحوی‌که نمی‌تواند حتی اشک زائر خود را ببیند.» با حال خوب راهی نجف شدیم. تصمیم گرفتم موسیقی را کنار بگذارم. دختری که عاشق «ساز» خود بود، حالا تصمیم داشت آن را رها کند. می‌خواستم از صفر به صد برسم و ساناز دیگری بشوم.

 واکنش خانواده به تصمیم شما چگونه بود؟

زمانی‌که برگشتیم به خانواده گفتم، «من چادر عربی می‌خواهم.» همه تعجب کردند. انتخابی کاملا احساسی داشتم. حتی برای اقامه نماز به مسجد می‌رفتم. پس از گذشت دو هفته سختی‌ها ظاهر شد. دختری که هر لباسی را که دوست داشت، می‌پوشید؛ در خیابان می‌دوید، بلند بلند حرف می‌زد و می‌خندید و...، اکنون چادری شده و حرمت چادر سبب ترک برخی از کار‌های وی می‌شد. خیلی سخت بود.

 چه انگیزه‌ای سبب می‌شد سختی‌ها را تحمل کنید؟

تمام تلاش خود را می‌کردم که بنده خوبی برای خدا باشم. زائری باشم که قبولی زیارت کربلای وی امضا شده است. نمی‌خواستم ساناز گذشته دوباره زنده شود. نشانه‌های بسیاری را هم درک کردم. در رویایی صادقانه دیدم، شهیدی پس از معرفی خود به من چادر هدیه می‌دهد. چند روز بعد بر اساس نشانه‌های شهید به دنبال وی رفتم و شهید «محمدحسین احمدوند» را پیدا کردم.

 با توجه به سختی هایی که در این را ه وحود دارد، چه نیرویی سبب شد به انتخاب خود پای‌بند بمانید؟

سختی‌ها روز به روز بیش‌تر می‌شد. کم‌کم تفکراتی در ذهنم شکل می‌گرفت که می‌توانست من را از مسیر منحرف کند. تفکراتی همچون، «اول ساناز درونت را اصلاح کن، سپس به ظاهر خود بپرداز.» تا این‌که خواب دیدم، «مادرم می‌گوید: ساناز برادرِ امام حسین (ع) منتظر تو است. وقتی خدمت ایشان رسیدم، گفتم: سلام. عمو از من راضی هستید؟ پاسخ دادند: از حجابت راضی نیستم.» از خواب پریدم. این خواب تلنگر دیگری برای من شد. با خود گفتم، «می‌دانم حجاب سخت‌ترین مرحله است؛ اما حجاب ظاهر زمینه‌ساز حجاب باطن می‌شود.»

 حجاب چه تاثیری در زندگی شما داشت؟

حجاب اراده ترک بسیاری از گناهان را افزایش می‌داد و مانع از انجام آن‌ها می‌شد. حجاب برای حضور در جامعه محدودیتی به وجود نمی‌آورد. من فکر می‌کنم، چادر فقط نشان‌دهنده حجاب نیست. خداوند در قرآن حدود حجاب را تعریف کرده است. یک مرتبه هنگام رانندگی همراه با چادر مثل همیشه آرایش داشتم. واکنش یکی از رانندگان به ظاهر من سبب شد، پی ببرم که چادر به تنهایی کافی نمی‌باشد.

 حرف آخر شما به مخاطبین خبرگزاری دفاع پرس؟

به دوستانی که هم‌چون گذشته ساناز زندگی می‌کنند و تصور می‌کنند اراده تغییر ندارند، پیشنهاد می‌کنم نقش خود را در دنیا پیدا کنند. هر چند که انتخاب من از روی احساس بود؛ اما سبب شد در جستجوی این باشم که «اسلام از من چه می‌خواهد؟ برای چه به دنیا آمده‌ام؟ نقش من در این دنیا چیست؟ برای چه باید بعضی از کار‌ها را انجام بدهم؟ برای چه باید مورد تایید همه باشم؟ به چه چیزی می‌خواهم برسم؟» دنیا اهداف زیباتری دارد. ما برای اهداف بزرگ آفریده شده‌ایم، نه برای رسیدن به لذت‌های پوچ و زودگذر. از دوستانم می‌خواهم راجع به دین اسلام تحقیق کنند که «چرا خداوند بعضی از کار‌ها را در قرآن نهی کرده است؟ چرا حجاب را باید رعایت کنیم؟» سال‌های زیادی را صرف رسیدن به حقیقت کردم، اما سرانجام موفق شدم. من به دوستانم پیشنهاد می‌کنم در جست‌و جوی پاسخ برای سوال‌های ذهن خود باشند.

اضافه کردن نظر

پاسخ

نام :       

*نظر: